|
|
|
|
|
خیال می کردم که در کنار ساحل با خدا قدم می زدم . درآسمان تصویرهایی اززندگیم رادیدم، درهرتصویردوجای پا بود جای پای من وخدا، وقتی آخرین تصویراز زندگیم را دیدم برگشتم وبه جای پاهای روی ماسه ها نگاه کردم . دیدم که درخیلی جاهای مسیرزندگی ام فقط یک جای پا بیشتر نیست واین در سخت ترین مراحل زندگیم بود . ازخدا پرسیدم: خدایا !مگرنگفتی که اگرایمان بیاورم هیچگاه تنهایم نخواهی گذاشت ؟ اما ببین درسخت ترین لحظات زندگی ام یک جای پا بیشترنیست ؛ چرازمانی که بیشترین نیازرا به تو داشتم تنهایم گذاشتی ؟ خداگفت: فرزند عزیزم! درمواقع سختی اگر یک جای پا می بینی بخاطراین است که در آن لحظات من تورا به دوش می کشیدم ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 17:34 توسط همكاران مركز آموزشي
|
|
||